همانطور که واضح و مبرهن است: فلفل‌ینگ خر است

فوریه 24, 2008 by robo

خداوندا، بار پروردگارا! سلام علیکم :)

اینجانب، کمترین، روبو، بدینوسیله به استحضار عالی میرساند. مراسم ذکر مصائب در محل مسجد محله وردپرس‌یهای مقیم مرکز طبقه دوم (http://robo2.wordpress.com) برقرار، و حضور گرامی جنابعالی و خانواده مورد قوت قلب است. (خانواده متوفی راضی به زحمت تعویض لینک نبوده، فقط خواهشمند است غذای نذری خویش را از فیدبرنر دریافت نمایید.) احسانات اوپن-در بوده و شرکت برای عموم موجب قرین رحمت است.

باشد که به این زودیها فلفلی نشود. آمین. الهم یغفر من یقراء الفاتـــــحه.

لازم به ذکر است مجلس فید همزمان در محل سابق خود برقرار است.

This blog has migrate http://robo2.wordpress.com

تفاوت کاربران گوگل و یاهو و خبر اخراج تیم طراحی یاهو

فوریه 18, 2008 by robo

چند وقت پیش یکی از دوستان میگفت که معلم کلاس کامپیوترشان در دانشکده کاردانی‌شان گفته که گوگل از صهیونیزم حمایت میکنه و ازش استفاده نکنید و به جاش از یاهو استفاده بکنید که هم رایگان است و هم اسمش خوب است و…
اول یکم فکر کردم به اون استندهای شرکتهای حمایت کننده اسرائیل و صهیونیزم. گوگل در آن لیست که توسط تندروترین بخش جناح راست تهیه شده بود، وجود نداشت. آنها هم نتوانسته بودند گیری از یک شرکت بین‌المللی پیدا بکنند، چه اگر یک سر سوزن پیدا میکردند جنجال بود.
از طرف دیگه همین دیروز پریروز بود که برادر محترم سیدایمان ضیابری بر علیه یاهو بمب میترکاند! آنهم به خاطر حذف اسم ایران از یک لیست Drop-Down.
بعدش پرسیدم اسم آقا چی بود؟ ها. شناختمش. دفتردار مدرسه ما بود و مسئول کامپیوتر بود و بعدازظهرها هم اضافه‌کاری معاون میموند و ماها که تا شب کلاسهای مختلف اضافه برسازمان داشتیم هر روز باهاش درگیر بودیم. سر همین که نمیتونست نسل جدید رو درک بکنه. متاسفانه کمی نژادپرستانه میشه ولی واقعا امل و عقب افتاده بود.
همون آقای عقب مانده سال 77، رفته ادامه تحصیل داده و حالا شده استاد کامپیوتر. خب چه انتظاری ازش داری؟
حالا جالب شد وقتی که دیروز پریروز برادر کب، یک لینک شیر کرده بود که میگفت بین سطح مالی کاربران یاهو و گوگل ارتباط عکس وجود داره! یعنی فقیرها مایل به استفاده از یاهو و آنهاییکه وضع بهتری دارند از گوگل استفاده میکنند!
حالا بعد از خبر خریدن یاهو از طرف مایکروسافت و جنجالهایش، این خبر تائید شده، هم مهمه که یاهو تیم طراحیشو یکجا اخراج کرده. (شباهات طراحی جالبی بین AOL.com یاهو و چندین سایت ایرانی میشه پیدا کرد، البته کی کپی کرده معلوم نیست ؛)

افسانه های زمستانی آذربایجان

فوریه 14, 2008 by robo

در فرهنگ فولکلور ترکی آذربایجان، مردم معتقدند که زمستان دو بخش عمده دارد، چله بزرگ و چله کوچک.
چله بزرگ چهل روز است و از ابتدای زمستان شروع میشود، این چله معمولا زیاد سخت نیست ولی پربار است، برف و باران نعمت خداوند میبارند و زمینها را برای سال بعد آماده میکنند، «خدر» نام یکی از شبهای چله بزرگ است، بعد، چله کوچک که پررو و سخت است فرا میرسد که بیست روز است، شب آخر این چله «کورد اوغلو» است که آن شب نهایت برف و سرمایش را میبارد و صبح بعدش زمین نفسش را خواهد کشید و روزهای بعدش «باد وعده» (باد صبا) خواهد وزید و وعده بهار را خواهد داد، سبزه‌ها جوانه خواهندزد و حیوانات دوباره از لانه‌ها و پناهگاهها بیرون خواهند آمد.
متاسفانه اطلاعات من همینقدر است، دنبالش نرفته‌ام. اغلب پیرمردها و پیرزنهای بالای پنجاه سال از هوا و تقویم این روزها را تشخیص میدهند و افسانه‌ها میگویند.
==
لازم به ذکر است که این اعداد و ارقام شهر به شهر و منطقه به منطقه فرق دارند. ولی در کل یک هویت شاخص دارند. برای ذکر مثال در مورد تفاوت، واحد وزن قدیم «یک باتمان» [یک من فارسی] (مثلا نه چندان قدیم، تا همین ده پانزده سال پیش خود ما شیر و دوغ را بر حسب «باتمان» میخریدیم) در برخی شهرها سه کیلوگرم و در شهرهای ما 6 کیلوگرم است.

فایلهای کورل دراو در محیط گنو-لینوکس

فوریه 13, 2008 by robo

چند روز پیش در وبلاگ بسیار عالی «لینوکس برای طراحان» خبر انتشار نرم‌افزاری برای تبدیل فرمت کورل دراو (.CDR, .CMX) به فرمتهای برداری محیط گنو/لینوکس رو دیدم و بسیار شعف زده شدم. قرار است این اسکریپت در ورژن آینده InkScape مورد استفاده قرار بگیرد.
خود اسکریپت UniConvertor برای نرم‌افزار برداری SK1 درست شده است.

وبلاگ آموزشی اینک-اسکیپ هم توسط یک خانم رومانیایی نوشته میشود و انصافا این خانم چه طرحهای جالبی تولید میکند.

فساد شاه و مصاحبه‌های تلویزیونی سی سال بعدش

فوریه 7, 2008 by robo

یکی از جالبترین کارهای صدا و سیمان در دهه فجر امسال (1386) مصاحبه با برخی چهره‌های قدیم دربار است که نمیدانم کی و یا توسط چه کسی انجام شده، ولی حتی علیرضا نوریزاده فال‌بین رو هم یک تکه‌هایی نشان میدهد.
عمده‌ترین بحث این مصاحبه‌ها که برایم خیلی خیلی جالب است. صحبت رک و مستقیم از مسائل جنسی محمدرضا پهلوی است که در این گزارشها مطرح میشود! مثلا احسان نراقی با ریش و پشم [در سری مصاحبه‌های افشاگرانه از این سری]قسم آیه میخورد که اسدالله علم برای شاه دختر از خارج می‌آورد. یا حتی یک آلبوم عکس دختران خارجی را ورق زدند که بله اینها را موسسه مادام فلان از فرانسه برای شاه می‌فرستاد تا دختر مورد نظر را انتخاب بکند. و چند عکس از علم پای هواپیما با چند زن نشان داد با این منظور که اینها همان زنهای کرایه‌ای وارداتی هستند.

من مانده‌ام والا، صدا و سیمان میخواهد چه چیز را به من بفهماند؟ که نمیفهمم میخواهد بگوید فساد طبقه پائین دست امروز از طبقه بالا دست آنروز سرچشمه گرفته‌است؟

Feel Good

فوریه 1, 2008 by robo

دیروز یادم افتاد که وقتی بچه بودم یعنی حدود چهار پنج سال داشتم یکبار یک پلیکان مهاجر در حیاط خانه آن موقعمان که پر از درخت بود و بزرگ بود و در طرح شهرداری رفت، فکر کنم پاش شکسته بود، مدتی پیش ما بود و مادرم که متخصص اینجور چیزهاست ازش مراقبت کرد و بعد پرواز کرد و رفت.
البته منظورم آن عکس پلیکان روی جوهرهای پلیکان نیست‌ها. یک پرنده تقریبا بزرگ سفید رنگ یا منقار بلند و خاص که مثل کیسه است. فرزندم فکر نکن همیشه شهر و کشور ما اینطوری عاری از حیات وحش بوده‌است! نخیر ایران زمانی بوم انواع مختلفی از پرندگان و چرندگان بوده است، که یکی یکی دارند اینویزیبل میشوند. میگیری؟
راستی اون لانه حاجی لک لک روی تیربرق مقابل سینمای سرعین که نمیدانم هست هنوز یا نه؟ این شکلی بود.

فرصت شغلی خوب برای اچتمل کار مسلط

ژانویه 30, 2008 by robo

یک شرکت معتبر از دوستان در تهران به HTML کار وارد به CSS و فوتوشاپ برای کار تمام وقت یا حداقل 4روز در هفته در تهران، نیاز به همکار دارند. لطفا اگر خودتان مایلید یا کسی را میشناسید رزومه‌اش را فوروارد کنید به ایمیل من mehdi@doxdo.com تا من بهشان معرفی بکنم.

تاریخ انتشار: 10 بهمن 86

نتیجه 16 بهمن 86

یکی از پنج نفری که روزمه کامل و درستی را فرستاده بودند (من که خودم خیلی خوشم آمد از برخیشان) یک نفر تست عملی داد و قبول شد.

واقعا خوشحالم که وبلاگم توانست برای کسی کار درست بکند. واقعا برایم حس خوبی است. به کارکردهای وبلاگ یکی دیگه رو اضافه کنید ;)

فیلترینگ بلاگر و نظرات بلاگر

ژانویه 30, 2008 by robo

در هفته‌های اخیر که https://wordpress.com فیلتر شد (البته بدون نمایش پیام آبی فیلتر) پشت بندش هم https://blogger.com فیلتر شد. باز هم بدون نمایش پیام آبی.

من ایمیل زدم به filter@dci.ir که آقا چون پیام آبی نمیدهد پس احتمالا اشتباه شده که این آدرسها را بستید. جواب دادند که نخیر اشتباه نشده و این دو آدرس فیلتر شده‌اند. (در ISPهایی که از مخابرات اینترنت میگیرند، یعنی بالای 80درصد کاربران)

حالا مفتخرم به استحضار برسانم که بلاگر هم این روزها تصمیمش را عزم کرده که با کاربرانش به جز صفحات سکیور با چیز دیگری ارتباط برقرار نکند. یعنی کاربران ساده که از موضوع خبر ندارند نه میتوانند مطلب پست بکنند و نه میتواند کامنت برای دیگران بگذارند.

در این لحظه فکر میکنم که بهتر است فیلترینگ تکلیف ملت را روشن بکند! یا باید برای این صفحات پیام آبی «مشترک گرامی! …» را نشان بدهد و اعلام بکند که اینها را فیلتر کرده! یا اینها را باز بکند که حیات کلی وبلاگ فارسی و خوانندگانش در ایران را دچار مشکل کرده‌است.

Tags:

کار با پی دی اف در اوبونتو

ژانویه 26, 2008 by robo

در جواب کامنت مفصل آقای مصطفی که در مورد انتخاب ویندوز یا گنو/لینوکس، بحثی که سالهاست ادامه دارد و کسی نمیتواند طرف مقابل را مجاب یا قانع بکند و آدمهایی مثل من و مصطفی همیشه هستند که سر این موضوع بحث بکنند. ولی به خدا برداشت نکنید که من طرفدار گنو/لینوکس هستم. نه! من طرفدار حق انتخاب هستم و معتقدم هرکسی سیستم عامل خودش را دارد. خیلی از دوستان درون ایران Mac دارند پولش را هم داده‌اند. خیلی‌ها ویندوزهای پولی خریده‌اند، خیلی‌ها ویندوز قاچاقی و یک درصدی از کاربران هم گنو/لینوکس را ترجیح میدهند. این کاملا نشان دهنده آزادی است و کسی نباید دیگری را به انتخاب خودش مجبور بکند. ولی تشویق و راهنمایی و Share کردن تجربیات است که حق انتخاب را گسترش میدهد. ولی از طرف دیگر من و شما باید به سیستم آموزشی ایران حمله کنیم که چرا طوری کامپیوتر را آموزش میدهند که انگار کامپیوتر یعنی مایکروسافت؟؟ آیا در آموزشگاهها دانشجوها میدانند که در کنار آفیس مایکروسافت رقیبی به نام اوپن آفیس هم هست؟

بگذریم. در مورد بحث pdf آقا مصطفی گفتند که در لینوکس محدودیت وجود دارد. و من اطلاعات نداشتم «سرچ» کردیم آقا مصطفی!
برای فرمت pdf سه تا کار وجود دارد. تولید کردن، خواندن و اصلاح کردن. Export sd pdf, view pdf, edit pdf
یک) تولید پی‌دی‌اف: اول اینکه در اغلب نرم‌افزارهای لینوکس به pdf احترام زیادی دیده‌ام. نمیدانم چرا ولی فرمت محبوبی است. در مدتی که آفیس مایکروسافت با pdf میجنگید، اوپن آفیس و اغلب نرم‌افزارهای صفحه بندی و گرافیک در محیط لینوکس توانایی اکسپورت pdf داشتند. از بیخ و بن و از درون خودشان.

دو) خواندن پی‌دی‌اف: در اوبونتو به طور پیش‌فرض Document Viewer هست که خیلی سبک و راحت پی‌دی‌اف را میخواند. چندین نرم‌افزار دیگر هم برای محیط kde هستند که در اوبونتو هم نصب میشوند و در سیستم نصب اتوماتیک هستند. Add/remove پس برای خواندن هیچ مشکلی نیست.
خبر مهم ولی اینجاست که از ورژن 7 آکروبات ریدر، آدوبی نسخه لینوکس هم ارائه کرد!
خبر مهمتر هم اینکه نسخه 8 آکروبات ریدر به فرمتهای مختلفی بسته‌بندی شده و deb هم دارد که کافی است دانلود کنید و اجرا کنید. (در توزیعهای مبتنی بر دبیان مانند اوبونتو) همین. عین آکروبات ریدر ویندوز هم ژیگول ویگول است.

سه) اصلاح پی‌دی‌اف: خب این هم راههایی دارد. اول باید پی‌دی‌اف‌های فارسی را کنار بگذاریم که هنوز فکر میکنم از اساس انکودینگ فارسی در پی‌دی‌اف یونیکد نیست. (یا من خبر ندارم.)
برای اصلاح پی‌دی‌اف‌های انگلیسی راه اول استفاده از pdf editor است مثلا.
راه دیگر تبدیل این فایل به post script (فایل ps) هست. اینجا
راه دیگر تبدیل به txt است که خود آکروبات ریدر لینوکس اینکار را میکند. آنگاه شما میتوانید با اوپن آفیس یک سند کاملا جدید ایجاد بکنید.
راه دیگر و خبر خوش آن است که به زودی اوپن آفیس دراو توانایی ایمپورت فایلهای پی‌دی‌اف را خواهد داشت! اینجا
پر کردن فرمهای اینترنتی بر پایه pdf هم با آکروبات ریدر است.

لازم است این رو هم بگم که ابزارهای آنلاین برای pdf هم در حال گسترش هستند.

چه موقع سراغ لینوکس برویم؟

ژانویه 25, 2008 by robo

چند* سال پیش در مجله شبکه در صفحات آخری معمولا. یک آدمهای عجیب غریبی بودند که با عکسهای معمولا پنگوئن! مقالات عجیب غریبی مینوشتند که من چیزی ازشان سردرنمیاوردم جز اینکه اینها مسیون‌هایی بودند و افراد را به دین دیگری دعوت میکردند. یک دین چندلایه. شاید مثل توپ‌های چند لایه پلاستیکی دوران بچگی.

-* پانویس میان متن: در مبحث اینترنت حتما و حتما میتوانم معنی یک چیز را خوب بفهمم. میگویند خداوند زمین را در 7 روز خلق کرد و بعد هم میگویند که روز خدا با روز زمینی فرق میکند و معادل خیلی برابر روزهای زمینی ست. و میگویند آخرت در یک روز خدایی تمام میشود.

در اینترنت هم حساب کنید که گوگل 10 سالش نشده هنوز! مایکروسافت 30 سال و کامپیوتر به معنای امروزش 50سالش هم «حدودا» نشده است!

این مطلب از یک وبلاگ محترم تحریکم کرد که این را بنویسم. ولی نمیخواهم موردی باشد. چون اولا من پدرخوانده گنو/لینوکس نیستم. از طرف دیگر سوادش را ندارم. از طرف دیگرتر فلسفه گنو/لینوکس موافق درگیری نیست. آزادی هدف آن است. نه جنگ و دشمنی.

تیتر ایشان «چرا سراغ لینوکس نرویم؟» است و من میخواهم این تیتر را اصلاح کنیم: «چه موقع به سراغ لینوکس برویم؟»

قبل از اینکه خودتون رو با دنیای لینوکس و یکی از محصولات آن درگیر کنید و سردرد بگیرید اینها را کنترل کنید:

یک) کامپیوتر را از DOS‌ شروع کردین یا از ویندوز؟

دو) در مورد سخت افزار کامپیوتر چقدر میدانید؟

سه) در ویندوز نمره چند از 100 به خودتان میدهید؟

چهار) در مورد لینوکس به جز تعاریف و تاریخچه دیگر چه چیز میدانید؟

اگر کامپیوتر را از محیط خط فرمان یاد نگرفته‌اید و یکباره ویندوزها را دیده‌اید. بهتره به نوعی داس 6.22 را تجربه کنید. خواهید دید که ویندوزها چیزهای خوبی هستند ولی همه چیز ماوس نیست.

رانندگی فقط چیزهایی نیست که در آموزشگاه رانندگی یاد میدهند. یک راننده باید روح ماشینی را که سوار است درک بکند و بداند هرقطعه چه کار میکند. آنوقت در جاده نمی‌ماند یا اگرماند نجات پیدا میکند.

در کامپیوتر هم صدای گرفته و سرماخورده فن از پاور نشانه شخصیت شما نیست.

ویندوز به عنوان یک پلتفرم کاربرپسند ولی ناپایدار نیاز به کلی نگهداری و به‌روزآوری و نصب مجدد و غیره دارد. شما باید حداقل نمره 80 را از 100 بگیرید تا بتوانید یک کامپیوتر ویندوزی را اداره کامل بکنید و به کسی نیاز نداشته‌باشید.

مقالات لینوکس را بخوانید. منابع خیلی زیاد هست.

میرسیم به چه موقع؟

آنوقت میتوانید برای دو سه سال آموزش یک پلتفرم جدید را به خودتان هدیه بدهید که یک کاربر مسلط ویندوز باشید و در کمتر جایی به یک کاربر مسلطتر از خودتان نیاز پیدا بکنید.

من یک شاگرد هستم و دنیای گنو/لینوکس را از نگاه خودم میبینم درست یا غلط من هم دارم یاد میگیرمش. در این دنیا آدمهای خیلی خوبی را دیدم و آدمهای خودخواه و مغرور و دیوانه هم دیده‌ام. اینجا هم هکرهای خراب کار و نیکوکار وجود دارند. اینجا هم کاربر ایرانی و خارجی فرق دارند از نظر کار گروهی.

به هرحال شباهتهایی هست. فرقهای بزرگی هم هست.

قبل از سوئیچ به گنو/لینوکس حتما مطمئن بشوید که اکانت اینترنت خوبی دارید. مثلا 16کیلوبایت در ثانیه دانلود (خط 128کیلوبیت در ثانیه) برای شروع بد نیست.

پایه زندگی در لینوکس اینترنت است. بدون اینترنت هیچ چیزی نمیشوید. و بهترین اینترنت برای لینوکس بی-سیم یا DSL است.

پایه زندگی در لینوکس سرچ است. اگر بلد نیستید یاد بگیرید. اینقدر فورومهای مختلف برای لینوکس هست که باورتان نمیشود! هر مشکلی که برای شما پیش آمده مطمئن باشید که برای n+1 هم پیش آمده. آن یک نفر شمائید و آن nنفر ممکن است یک نفر یا صدهزار نفر دیگر باشد.

پایه زندگی در لینوکس تلاش و توسعه است. اگر تو به نوبه خودت توسعه ندهی (حتی با گزارش یک ارور باگ در یک نرم‌افزار) کل دنیای گنو/لینوکس عقب خواهد ماند.

مساله بعدی سخت‌افزار است. میدانید که گرافیست‌ها از قدیم عاشق چشم و ابروی MAC هستند. و پولش را هم میدهند. حالا کسی که میخواهد برود از ویندوز آیا فکر میکند هیچ خرجی نباید داشته باشد؟ البته برای شخص من هیچ خرج سخت‌افزاری نداشت ولی اگر بخواهم چرا ندارد؟ مثلا یک مودم برای دیال‌آپ. و یک اسکنر بهتر که در لینوکس هم کار بکند لازم دارم. ولی همینهایی که دارم هم با آن ویندوز در آنور هم کار را راه می‌اندازند.

دیگر سخت‌افزارهای من به خوبی کار میکنند و حتی بهتر از ویندوز.

خب در همان مطلب دو سه مورد هم هست. فرق اساسی پلتفرمها در GUI یا رابط گرافیکی کاربر هست. وگرنه آنهم میتواند فایل کپی بکند این هم.

اگر آنجا پک‌ نصب برای یک نرم‌افزار فایل exe‌ یا msi هست. در دبیان .deb هست در جاهای دیگر rpm و bin و… پس اینطور نیست که نصب نرم‌افزار سخت باشد. بستگی دارد تولید کننده آن را چگونه عرضه بکند؟

چطور شما نصب را در لینوکس سخت میبینید ولی نصب و کرک کردن بازیها را سخت نمی‌بینید؟

از طرف دیگر نصب کننده‌های درون سیستمی مانند Synaptic در اوبونتو اصلا سه سروگردن بالاتر از روشهای فایلی هستند که!

چیزهای دیگر مانند عمر باطری به سخت‌افزار مربوط است و با تست توزیعهای دیگر لینوکس ممکن بود قابل حل باشد.

و اما شماره پنج. که به بازی مربوط میشود. تا حالا اینجا ننوشته بودم و نمیخواستم هم بنویسم ولی چاره‌ای نیست. من دشمن کسانی هستم که بازی کامپیوتری میکنند و خوره بازی هستند. آگاه باشند که یک دشمن ساکت و بی‌آزار ولی دائمی دارند.

و آنهم به خاطر نفرتی است که از بازیهای کامپیوتری دارم. و درونی است. اگر مواد مخدر جان انسانها را میگیرد. بازی کامپیوتری هم جان دنیا را میگیرد. نیروهای فکری نباید در راه تولید/مصرف بازیهای کامپیوتری تلف بشود. یا حداقل نه به این گستردگی!

کار به جایی رسیده که سخت‌افزارها به خاطر بازیها تولید میشوند!

همین دیگه. اگر با لینوکس راحت نیستید زمانش نرسیده. نا امید نشوید یکروزی نه چندان دور میتوانید روح این دنیای متفاوت را درک کنید.

Tags: , ,

دریاچه شورابیل را خدا در چند میلیون سال ساخت و نمایندگان خدا در ده سال ویرانش کردند

ژانویه 22, 2008 by robo

تا کمتر از ده سال پیش دریاچه شورابیل با وسعت چند هکتار پر بود از نمک و گل مخصوص سیاه رنگ خودش که بعدها در برخی بررسی‌ها اعلام شد که به نوعی رادیواکتیویته داشته‌است. من لانه لک‌لک‌های مهاجر را یادم هست. (وقتی بچه بودم تو حیاط خونه قدیممان که کنار رودخانه بود، هم لک لک می‌آمد) پرنده‌های ریز و درشت مهاجر هم لانه‌شان شورابیل بود. از بچه‌های 15 ساله بپرسید لک لک دیدی؟ آخرین لانه لک لک را در سرعین روبروی سینمایش روی یک تیربرق دیدم که سالهاست همانجا مانده، خالی و بی‌سکنه. به این پرنده عظیم و زیبا و بی‌آزار هم میگفتیم «حاجی لک لک». اغلبشان این اواخر از این پلاکهای شناسایی روسی در پاهاشان داشتند، همان موقع که مردم ایران بیرحمانه شکارشان میکردند هر جنبنده‌ی مهاجر را!
گل سیاه رنگ دریاچه یک درمان طبیعی برای دردهای مفاصل و بیماریهای پوستی و … استفاده میشد. با پدرم و موتور هوندا قرمزش میرفتیم دریاچه، و در قسمتهایی دورتر از بخشهای تفریحی مردم برای شنا جمع میشدند و کنار دریاچه خودشان را گل میمالیدند و دراز میکشیدند و بعد میشستند و میرفتند. معتقد بودند برای درد مفاصلشان خوب است. بسیاری از زنها را هم یادم میاید که با لباس کنار آب مینشستند، یا آنهای دیگری که ظرفهایی از گل پرمیکردند و به خانه میبردند.
دریاچه کاملا شور بود و در کنار آن همیشه موجهای کوچک کف‌آلود نمک بودند. و شاید ورقه‌های نمک در جنوب دریاچه هم تشکیل میشد.
هرگز دریاچه در طول میلیونها سال عمر خودش یخ نزده بود.
بعد یک هو شهرداری آمد و آب رودخانه «بالیقلو چای» را به دریاچه بست و از آنور دوباره تخلیه‌ش کرد. در نتیجه دریاچه در ظرف دو سه سال از شور بودن در آمد. و ماهی قزل آلا در دریاچه ریختند.
مردم رفتند و ماهی گرفتند و مسابقه گذاشتند و … ولی، چون دریاچه سابقه رادیواکتیویته داشت برخی ماهی‌ها ناقص الخلقه شدند. برخی بسیار بزرگ شدند، برخی اصلا اندازه ده سانت. امسال هم کنار دریاچه پر بود از ماهی مرده. مردم ماهی‌های پرورشی شورابیل را نمیخورند! این ماهی‌ها را معمولا شرکت تعاونی‌های ادارات میخرند یا اجاره میکنند و به خورد کارمندان بیخبر شهرهای دیگر میدهند.

مهمترین بحث دیگر، هر روز از تعداد پرنده‌های مهاجر کمتر شد! اکوسیستم به هم خورد.
دریاچه در زمستان یخ زد.
تازه آمار دست مردم آمد. زمستان هر سال سردتر از سال پیش میشود! به همین سادگی. چرا؟ چون ما یک منبع نمک-آب چندهکتاری و چند میلیون لیتری داشتیم که سرما را به درون خودش میکشید. در تابستان رطوبت آزاد میکرد و در زمستان سرما را میکشید به خودش.
امروز کمانگیر لینک داده بود به عکسهای دریاچه یخ زده، داغ دلم تازه شد. محیط زیست در جمهوری اسلامی ایران کیلویی چند؟ شهرت که مساوی رای انتخاباتی است برای آقایان مدیران مهمتر از هرچیزی است. از اسلام. از مملکت. از مردم. از هر چیزی مهمتر است… هرکه آمد ضربه‌ای به این مردم زد. هرکه آمد عمارتی نو نساخت، عمارتی ویران کرد.

غلط املایی انشایی تا کجا؟

ژانویه 20, 2008 by robo

همیشه در نوشته‌های من پر از غلط املایی و انشایی است. غلطهای انشایی معمولا به عنوان «مزه» و «خط الرسم» و «شخصیت گوینده در بین کلمات» تعبیر و تفسیر میکنیم میرود پی کارش.
غلطهای املایی رو هم دوستان بسیار دقیق وبلاگخوان به شدت تذکر میدهند. مثلا آخرین نمونه‌اش برای من عبارت «حزب مطبوع» بود که در پستهای قبلی نوشته بودم و دوستان تذکر دادند که «حزب متبوع» صحیح است. به هر حال من معمولا وقتی اصل پیام و ذهنیت من در بین غلطهای املایی گم میشود عصبی میشوم! چون احساس گناه میکنم از دست خودم.
برای همین همیشه سعی میکنم غلطهای املایی را فراموش کنم و هدف نویسنده رو پیدا بکنم. نه جزئیات نوشتار را که پائولو کوئلیو میگوید: شیطان در جزئیات است.
اینهمه مقدمه گفتم که بگویم، ولی دوستان غلط املایی اگرچه در بین پستها زیاد هم مهم نیست و میتوان ازش گذشت ولی خداوکیلی دیگه تو Title یک وبلاگ غلط املایی و انشایی نوشتن به چندین دلیل بد است.
اول) تیتر وبلاگ شما همان است که جستجوی کاربران را هدف گرفته است. عبارت
Proxy of Poltic & sochial in Yazd
چه چیزی را هدف گرفته است؟
چند درصد کاربران احتمال دارد Social را sochial یا politic را Poltic سرچ کنند؟
چقدر احتمالش زیاد است که روبات فلیترینگ Proxy را فیلتر بکند؟
معنی کل این سطر قرار است چی باشد؟

آخر) من اولش هم گفتم سر تا پا غلط-غولوط هستم و اینو نوشتم که خودم یادم باشد که تیتر یک وبلاگ سر در یک مغازه شیک و مدرن است. آنجا دیگر جای بی‌توجهی و غلط املایی نیست.

ریدرهای دسکتاپ برای لینوکس

ژانویه 19, 2008 by robo

یک چیزی که به شدت تعجب کردم ازش، فیدریدرهای موجود برای لینوکس بودند. در واقع شما برای هر نیازی که به عقلتون برسه و نرم‌افزار در ویندوز براش وجود داشته باشه، میتونید یک معادل رایگان یا پولی در حد و بالاتر از سطح کارآیی معادلهای ویندوزی برای لینوکس پیدا بکنید. در این شک نکنید.
حتی برای کارهای نیمه تخصصی، در سطح تخصصی من درگیر نشدم که آیا AutoCad مانندی در حد اون برای لینوکس هست یا نه؟ ولی این رو میدونم که اگر شما دیوانه Nero باشید نسخه پولی نرو برای لینوکس هم هست! بگذریم از اینکه K3b آزاد و رایگان یک سر و گردن بالاتر از نرو به نظر میرسد.
ولی چند وقتی است فیدریدر دلچسبی نمیبینم. به جز RssOwl که اونهم کاستی‌هایی داره. ولی این پست رو زدم که یک مزیت فوق‌العاده‌ش رو بنویسم.
قبلش بگم که من فقط Akregator, Balm , LifeArea, Straw رو چک کردم و از همه‌شان ناامید شدم. در واقع برای یک خوره فید مثل اسباب‌بازی خواهندبود.
آره RssOwl یک کاری که میکنه اینه که شما یک شاخه یا یک فید رو که میخواهید به صورت پشت سرهم بخونید (مانند گوگل ریدر مثلا) میتونید اون رو به سه فرمت ببنید. Pdf (که فارسی رو کار نکرد) RTF که در واقع یک فایل به فرمت متن-برای-چاپ-و-صفحه‌آرایی تولید میکنه و شما میتونید به سادگی آرشیو جالبی از فیدتاهون درست کنید. با اوپن آفیس بسیار خوب عمل کرد. و فرمت سوم هم Html که یک صفحه در بروزر باز میکنه و همه فیدها رو پشت سرهم ردیف میکنه.
نصب خوراک-جغد خیلی ساد‌ه‌اس باید موتور جاوا رو داشته‌باشین. بسته‌ش رو دانلود کنید و آن-زیپ کنید و اجرا بشود. (در لینوکس) این نرم‌افزار مستقل از پلتفرم است و فقط به جاوا وابستگی دارد. بنابراین روی ویندوز و مک و لینوکس نصب میشود.
===
و اما فیدریری که من دنبالش هستم و پیدا نمیکنم، ریدری است که بتواند فید بسیار سنگینی را بخواند (مثلا با 200 تامطلب) و وقتی دارد میخواند عکسهای درون متون رو هم دانلود بکند، در واقع نیازی نباشد که من موقع خوندن آنلاین باشم تا عکسها را وقتی رسیدم به آن مطلب بیاورد. و قابلیت نمایش پشت سر هم مطالب را داشته باشد. نه اینکه سه تا پنجره برای نمایش لازم داشته باشد.
شما فیدریدر دسکتاپ لینوکسی دلخواه منو ندیدین؟
===
یک نیاز هم شدیدا برای گوگل ریدر پیدا شده و آن فید برای اشتراک شده‌های دوستان است. که امیدوارم به زودی فراهم شود.
===
این فید 200تایی هم شاخه‌های تشریک شده در گوگل ریدر هستند که میخوام آفلاین داشته باشم. برای مواقعی که اینترنت ته کشیده و چیزی برای خواندن پیدا نمیشود. آن موقع آدم بهتر میتواند مطالب انگلیسی را بخواند.
همانطور که میدانید شما میتوانید به آخر رشته لینک هر فید گوگل ریدر المانهای مجازی اضافه بکنید. مثلا (http://feed-url?n=25) که تعداد مطالب رو از 20 تا به 25 تا افزایش میده و شاید هم 200تا! خدا رو چه دیدی؟ فوق فوقش اینه که سرور گوگل سرویس میشه.

دودردو نونوار شد

ژانویه 18, 2008 by robo

در هفته گذشته برای یک جایی سفارش طراحی سایت گرفتم، و با توجه به اینکه مدتها بود دست به کد نزده بودم گفتم بهتره اول یک تمرین کوچک بکنم. دودردو خیلی وقت بود قالب جدید میخواست. البته یک بار نشستم و قالب K2 رو فارسی کردم ولی نیمه کاره موند.
از صد قالبی که اخیرا مجله اسمشینگ ردیف کرده‌بود. یکی را برداشتم و روی دودردو سوار کردم. از اونجا که دودردو تنها در چند صفحه خلاصه شده، کار از صبح تا الان تموم شد. نتیجه در اینترنت اکسپلورر 6 وحشتناک بد بود. اینترنت اکسپلورر 7 رو نمیدونم. بهترین نتیجه همیشه در طرحهایی که من دست زده باشم در فایرفاکس به دست میاد ؛)
مساله دیگه این بود که میخوام از محیط اوپن سورس برای طراحی وب بیشتر استفاده بکنم. در واقع تنها وابستگی میان من و ویندوز در طراحی گیر کرده‌است. فوتوشاپ و کورل. به جز اینها گره‌ای در ویندوز برایم نمانده.
و اما برای کدنویسی در چند وقت گذشته از Bluefish خوشم آمده. اینکه با یک تکست ادیتور ساده کار راه میافته درسته ولی هرگز برای یک کار جدی ادیتور واقعی مثل DreamWeaver رو کنار نگذارید.
البته اگر شما مثل من تکیه‌تون روی کد باشه نه روی ویژوال دیزاین، ماهی آبی یک جایگزین خیلی خوب برای دریم ویور هست. ولی اگر ویژوآل باشید من چیزی سراغ ندارم جز NVU که اونهم یک پروژه متوقف شده‌است.
در طرحی که بر پایه کی-۲ برنامه‌ریزی کرده بودم چند بخش جدید وجود داشت که هنوز هم روشون فکر میکنم. یکیش نشان دادن عکسهای یک کاربر فلیکر برای هر ماه بود که اینجا و در طرح جدید اجرا شد. برای یک ماه چند عکس آخر یک کاربر ایرانی فلیکر را نشان میدهد. (امیدوارم برای کسانی که فیلکر فیلتر هست براشان دردسرساز نباشد) برای ماه اول عکسهای آقای رضا مسعودی نمایش داده میشوند. آقای مسعودی مقیم لندن هستند و جلوه خاصی در عکسهای ایشان میشود پیدا کرد. (لطفا کاربر فلیکر برای ماههای بعد به ما پیشنهاد بدهید)

لینکهای سایتها رو هم که برای خوانندگان دودردو میتونه مفید باشه خواهم گذاشت.
یکیش مثلا چند روز پیش دیدم که ودرآندرگراند بخش فارسی هم راه انداخته. با توجه به اینکه شهرهای زیادی رو پوشش میده میتونه به دردبخور باشه. (من متحیرم که چرا weather.com همه شهرهای ایران رو فعال نمیکنه؟ در حالی که اطلاعاتشون رو داره)

سخن بزرگان

ژانویه 17, 2008 by robo

ما در جایگاهی هستیم که سانسور اساسآ با ماموریت و اهداف بنیاد ما در تضاد است. دسترسی به علم حق بشر است. ما هرگز با سانسور و فیلترینگ کنار نخواهیم آمد. به خصوص از زمانی که گوگل سال پیش برای حذف اطلاعاتی که به مذاق دولت چین خوش نمی‌آمد با آنها تفاهم نامه امضا کرد فیلترینگ به نظر ما غیرقابل تحمل‌تر و کنار آمدن با آن غیر ممکن تر شده است.

- جیمی ویلز (Jimmy Wales) بنیانگذار ویکی‌پدیا
منبع