دریاچه شورابیل را خدا در چند میلیون سال ساخت و نمایندگان خدا در ده سال ویرانش کردند
تا کمتر از ده سال پیش دریاچه شورابیل با وسعت چند هکتار پر بود از نمک و گل مخصوص سیاه رنگ خودش که بعدها در برخی بررسیها اعلام شد که به نوعی رادیواکتیویته داشتهاست. من لانه لکلکهای مهاجر را یادم هست. (وقتی بچه بودم تو حیاط خونه قدیممان که کنار رودخانه بود، هم لک لک میآمد) پرندههای ریز و درشت مهاجر هم لانهشان شورابیل بود. از بچههای 15 ساله بپرسید لک لک دیدی؟ آخرین لانه لک لک را در سرعین روبروی سینمایش روی یک تیربرق دیدم که سالهاست همانجا مانده، خالی و بیسکنه. به این پرنده عظیم و زیبا و بیآزار هم میگفتیم «حاجی لک لک». اغلبشان این اواخر از این پلاکهای شناسایی روسی در پاهاشان داشتند، همان موقع که مردم ایران بیرحمانه شکارشان میکردند هر جنبندهی مهاجر را!
گل سیاه رنگ دریاچه یک درمان طبیعی برای دردهای مفاصل و بیماریهای پوستی و … استفاده میشد. با پدرم و موتور هوندا قرمزش میرفتیم دریاچه، و در قسمتهایی دورتر از بخشهای تفریحی مردم برای شنا جمع میشدند و کنار دریاچه خودشان را گل میمالیدند و دراز میکشیدند و بعد میشستند و میرفتند. معتقد بودند برای درد مفاصلشان خوب است. بسیاری از زنها را هم یادم میاید که با لباس کنار آب مینشستند، یا آنهای دیگری که ظرفهایی از گل پرمیکردند و به خانه میبردند.
دریاچه کاملا شور بود و در کنار آن همیشه موجهای کوچک کفآلود نمک بودند. و شاید ورقههای نمک در جنوب دریاچه هم تشکیل میشد.
هرگز دریاچه در طول میلیونها سال عمر خودش یخ نزده بود.
بعد یک هو شهرداری آمد و آب رودخانه «بالیقلو چای» را به دریاچه بست و از آنور دوباره تخلیهش کرد. در نتیجه دریاچه در ظرف دو سه سال از شور بودن در آمد. و ماهی قزل آلا در دریاچه ریختند.
مردم رفتند و ماهی گرفتند و مسابقه گذاشتند و … ولی، چون دریاچه سابقه رادیواکتیویته داشت برخی ماهیها ناقص الخلقه شدند. برخی بسیار بزرگ شدند، برخی اصلا اندازه ده سانت. امسال هم کنار دریاچه پر بود از ماهی مرده. مردم ماهیهای پرورشی شورابیل را نمیخورند! این ماهیها را معمولا شرکت تعاونیهای ادارات میخرند یا اجاره میکنند و به خورد کارمندان بیخبر شهرهای دیگر میدهند.
مهمترین بحث دیگر، هر روز از تعداد پرندههای مهاجر کمتر شد! اکوسیستم به هم خورد.
دریاچه در زمستان یخ زد.
تازه آمار دست مردم آمد. زمستان هر سال سردتر از سال پیش میشود! به همین سادگی. چرا؟ چون ما یک منبع نمک-آب چندهکتاری و چند میلیون لیتری داشتیم که سرما را به درون خودش میکشید. در تابستان رطوبت آزاد میکرد و در زمستان سرما را میکشید به خودش.
امروز کمانگیر لینک داده بود به عکسهای دریاچه یخ زده، داغ دلم تازه شد. محیط زیست در جمهوری اسلامی ایران کیلویی چند؟ شهرت که مساوی رای انتخاباتی است برای آقایان مدیران مهمتر از هرچیزی است. از اسلام. از مملکت. از مردم. از هر چیزی مهمتر است… هرکه آمد ضربهای به این مردم زد. هرکه آمد عمارتی نو نساخت، عمارتی ویران کرد.
ژانویه 22, 2008 در t 11:15 ق.ظ
[...] تر نوشت: روبو هم در این مورد می نویسه: دریاچه شورابیل را خدا در چند میلیون سال ساخت و نمایندگا…. time savedtime [...]
ژانویه 22, 2008 در t 5:22 ب.ظ
عکس ها رو دیروز تو خبرگزاری فارس دیدم . برای خودم هم عجیب بود دریاچه ای نمکی اینجوری یخ بزنه .دنبال جواب بودم که خوشبختانه خیلی خوب علت رو گفتین. حقیقتش تا حالا اسم این دریاچه جالب رو نشنیده بودم.
ژانویه 22, 2008 در t 8:16 ب.ظ
سلام … متاسفانه کوته فکری برای زدن سود مالی و فوری و طرز فکر امروز حال و فردا به من چه چنان به سطور فکری رسوخ کرده که ویرانی را بعنوان آبادی میفروشند ….
ژانویه 22, 2008 در t 10:31 ب.ظ
فکر میکنم این شورابیل همان دریاچهایست که در “سمفونی ِ مردگان”، “شورابی” تامیده شده.
چه مصداقی! تو این کتاب “شورابی” نمود ِ روند ِ روشنفکری در ایران هست، که امروز از یک طرف به آن آب میبندند و از طرفی واپس میکشند.
ژانویه 22, 2008 در t 11:46 ب.ظ
سلام دوست عزیز.
در صورت امکان اطلاع دهید.
باز این وبلاگی مزخرف سروکله اش پیدا شد.
لطفاً در صورت امکان این لینک و کامنت را حذف کنید.
متشکرم.
http://iran4u.wordpress.com
ژانویه 23, 2008 در t 10:30 ق.ظ
این تازه اولشه
شاید چند سال دیگه، درباره به یک میدان فاظلابی چند میلیون لیتری بنام شورابیل بنویسی.
ژانویه 23, 2008 در t 4:50 ب.ظ
[...] دریاچه شورابیل اردبیل را خدا در چند میلیون سال ساخت و ن… هرگز دریاچه در طول میلیونها سال عمر خودش یخ نزده بود [...]
ژانویه 24, 2008 در t 2:48 ب.ظ
مطلب به جا و خوبی بود دوست گرامی ، اتفاقا من 3 هفته قبل در این باره یه مطلب توی روزنامه نوشتم و اشاره به انتقال آب کردم که شورابیل را شیرین بیل کرد! متاسفانه این اتقاق گفته شده که در زمان استانداری جناب احمدی نژاد افتاده ، حال آنکه محیط زیست همام موقع خیلی معترض بوده اما استانداری اهمیتی نداده . به هر حال می خواستم ببینیم . چنانچه مایلید اطلاعات بیشتری به من بدهید ، شماره تماستان را برای من ایمیل کنید تا با شما تماس بگیرم
مژگان جمشیدی
روزنامه نگار محیط زیست
فوریه 18, 2008 در t 8:58 ق.ظ
سلام
ممنون از توجه جنابعالی
برادر من کجای اردبیل رو ویران نکرده اند اون از میدان علی قاپو که یه میدان تاریخی بود بیرحمانه ویرانش کردند -اون باغ ملت که نمی دونم باکدامین سند یه هو شد استانداری -اون وضعیت شیخ صفی که همه چیزشو به اصفحان برده اند شیخ صفی ما شده فقط گورستان -اون از وضعیت آسفالت کوچه ها وپیاده روها که هیچ فرقی با روستا ندارد-اون از شهردارهای محترم امروز یکی می اد با کلی هزینه گزاف یه میدان می زاره فردا شهردار دیگه می آد اونو تخریب می کنه سه راهی درست میکنه -واونم از خیابانهای سیمتری وباغمیشه وسعدی که بیچاره دکتر نائبی چقدر واسه این خیابونها زحمت کشیده بود اومدند ظرف نیم ساعت جلسه تصمیم گرفتند پل هوایی بزنند باور کنید اگه شهردار وشورای شهر عوض بشه صددر صد این پلهارا تخریب کرده و به جایش خودش می دونه چی درست خواهد کرد -خیلی مشکلات هست ولی در کل می تونم بگم که مااردبیلیهارو چی حساب کردند نمی دونم .
آوریل 1, 2008 در t 12:46 ق.ظ
.توي دنيايي كه خودخواهي و حماقت آدمها بتونه قطب شمالو آب كنه و نادر ترين حيواناتو به خطر بندازه جايي براي بهشت نيست. شورابيل،قطب،زلاندنو و…..داره به افسانه ها مي پيونده