چه موقع سراغ لینوکس برویم؟

چند* سال پیش در مجله شبکه در صفحات آخری معمولا. یک آدمهای عجیب غریبی بودند که با عکسهای معمولا پنگوئن! مقالات عجیب غریبی مینوشتند که من چیزی ازشان سردرنمیاوردم جز اینکه اینها مسیون‌هایی بودند و افراد را به دین دیگری دعوت میکردند. یک دین چندلایه. شاید مثل توپ‌های چند لایه پلاستیکی دوران بچگی.

-* پانویس میان متن: در مبحث اینترنت حتما و حتما میتوانم معنی یک چیز را خوب بفهمم. میگویند خداوند زمین را در 7 روز خلق کرد و بعد هم میگویند که روز خدا با روز زمینی فرق میکند و معادل خیلی برابر روزهای زمینی ست. و میگویند آخرت در یک روز خدایی تمام میشود.

در اینترنت هم حساب کنید که گوگل 10 سالش نشده هنوز! مایکروسافت 30 سال و کامپیوتر به معنای امروزش 50سالش هم «حدودا» نشده است!

این مطلب از یک وبلاگ محترم تحریکم کرد که این را بنویسم. ولی نمیخواهم موردی باشد. چون اولا من پدرخوانده گنو/لینوکس نیستم. از طرف دیگر سوادش را ندارم. از طرف دیگرتر فلسفه گنو/لینوکس موافق درگیری نیست. آزادی هدف آن است. نه جنگ و دشمنی.

تیتر ایشان «چرا سراغ لینوکس نرویم؟» است و من میخواهم این تیتر را اصلاح کنیم: «چه موقع به سراغ لینوکس برویم؟»

قبل از اینکه خودتون رو با دنیای لینوکس و یکی از محصولات آن درگیر کنید و سردرد بگیرید اینها را کنترل کنید:

یک) کامپیوتر را از DOS‌ شروع کردین یا از ویندوز؟

دو) در مورد سخت افزار کامپیوتر چقدر میدانید؟

سه) در ویندوز نمره چند از 100 به خودتان میدهید؟

چهار) در مورد لینوکس به جز تعاریف و تاریخچه دیگر چه چیز میدانید؟

اگر کامپیوتر را از محیط خط فرمان یاد نگرفته‌اید و یکباره ویندوزها را دیده‌اید. بهتره به نوعی داس 6.22 را تجربه کنید. خواهید دید که ویندوزها چیزهای خوبی هستند ولی همه چیز ماوس نیست.

رانندگی فقط چیزهایی نیست که در آموزشگاه رانندگی یاد میدهند. یک راننده باید روح ماشینی را که سوار است درک بکند و بداند هرقطعه چه کار میکند. آنوقت در جاده نمی‌ماند یا اگرماند نجات پیدا میکند.

در کامپیوتر هم صدای گرفته و سرماخورده فن از پاور نشانه شخصیت شما نیست.

ویندوز به عنوان یک پلتفرم کاربرپسند ولی ناپایدار نیاز به کلی نگهداری و به‌روزآوری و نصب مجدد و غیره دارد. شما باید حداقل نمره 80 را از 100 بگیرید تا بتوانید یک کامپیوتر ویندوزی را اداره کامل بکنید و به کسی نیاز نداشته‌باشید.

مقالات لینوکس را بخوانید. منابع خیلی زیاد هست.

میرسیم به چه موقع؟

آنوقت میتوانید برای دو سه سال آموزش یک پلتفرم جدید را به خودتان هدیه بدهید که یک کاربر مسلط ویندوز باشید و در کمتر جایی به یک کاربر مسلطتر از خودتان نیاز پیدا بکنید.

من یک شاگرد هستم و دنیای گنو/لینوکس را از نگاه خودم میبینم درست یا غلط من هم دارم یاد میگیرمش. در این دنیا آدمهای خیلی خوبی را دیدم و آدمهای خودخواه و مغرور و دیوانه هم دیده‌ام. اینجا هم هکرهای خراب کار و نیکوکار وجود دارند. اینجا هم کاربر ایرانی و خارجی فرق دارند از نظر کار گروهی.

به هرحال شباهتهایی هست. فرقهای بزرگی هم هست.

قبل از سوئیچ به گنو/لینوکس حتما مطمئن بشوید که اکانت اینترنت خوبی دارید. مثلا 16کیلوبایت در ثانیه دانلود (خط 128کیلوبیت در ثانیه) برای شروع بد نیست.

پایه زندگی در لینوکس اینترنت است. بدون اینترنت هیچ چیزی نمیشوید. و بهترین اینترنت برای لینوکس بی-سیم یا DSL است.

پایه زندگی در لینوکس سرچ است. اگر بلد نیستید یاد بگیرید. اینقدر فورومهای مختلف برای لینوکس هست که باورتان نمیشود! هر مشکلی که برای شما پیش آمده مطمئن باشید که برای n+1 هم پیش آمده. آن یک نفر شمائید و آن nنفر ممکن است یک نفر یا صدهزار نفر دیگر باشد.

پایه زندگی در لینوکس تلاش و توسعه است. اگر تو به نوبه خودت توسعه ندهی (حتی با گزارش یک ارور باگ در یک نرم‌افزار) کل دنیای گنو/لینوکس عقب خواهد ماند.

مساله بعدی سخت‌افزار است. میدانید که گرافیست‌ها از قدیم عاشق چشم و ابروی MAC هستند. و پولش را هم میدهند. حالا کسی که میخواهد برود از ویندوز آیا فکر میکند هیچ خرجی نباید داشته باشد؟ البته برای شخص من هیچ خرج سخت‌افزاری نداشت ولی اگر بخواهم چرا ندارد؟ مثلا یک مودم برای دیال‌آپ. و یک اسکنر بهتر که در لینوکس هم کار بکند لازم دارم. ولی همینهایی که دارم هم با آن ویندوز در آنور هم کار را راه می‌اندازند.

دیگر سخت‌افزارهای من به خوبی کار میکنند و حتی بهتر از ویندوز.

خب در همان مطلب دو سه مورد هم هست. فرق اساسی پلتفرمها در GUI یا رابط گرافیکی کاربر هست. وگرنه آنهم میتواند فایل کپی بکند این هم.

اگر آنجا پک‌ نصب برای یک نرم‌افزار فایل exe‌ یا msi هست. در دبیان .deb هست در جاهای دیگر rpm و bin و… پس اینطور نیست که نصب نرم‌افزار سخت باشد. بستگی دارد تولید کننده آن را چگونه عرضه بکند؟

چطور شما نصب را در لینوکس سخت میبینید ولی نصب و کرک کردن بازیها را سخت نمی‌بینید؟

از طرف دیگر نصب کننده‌های درون سیستمی مانند Synaptic در اوبونتو اصلا سه سروگردن بالاتر از روشهای فایلی هستند که!

چیزهای دیگر مانند عمر باطری به سخت‌افزار مربوط است و با تست توزیعهای دیگر لینوکس ممکن بود قابل حل باشد.

و اما شماره پنج. که به بازی مربوط میشود. تا حالا اینجا ننوشته بودم و نمیخواستم هم بنویسم ولی چاره‌ای نیست. من دشمن کسانی هستم که بازی کامپیوتری میکنند و خوره بازی هستند. آگاه باشند که یک دشمن ساکت و بی‌آزار ولی دائمی دارند.

و آنهم به خاطر نفرتی است که از بازیهای کامپیوتری دارم. و درونی است. اگر مواد مخدر جان انسانها را میگیرد. بازی کامپیوتری هم جان دنیا را میگیرد. نیروهای فکری نباید در راه تولید/مصرف بازیهای کامپیوتری تلف بشود. یا حداقل نه به این گستردگی!

کار به جایی رسیده که سخت‌افزارها به خاطر بازیها تولید میشوند!

همین دیگه. اگر با لینوکس راحت نیستید زمانش نرسیده. نا امید نشوید یکروزی نه چندان دور میتوانید روح این دنیای متفاوت را درک کنید.

Tags: , ,

6 نظر to “چه موقع سراغ لینوکس برویم؟”

  1. omid می گوید:

    سلام دوست عزیز، خوشحال شدم که یک آدم منتقی و بدون تعصب رو در این زمینه دیدم.
    مطالب میتونستن دقیق تر باشن ولی در هر حال خوبن…
    موفق باشید.

  2. مصطفی می گوید:

    سلام آقای محترمی که اسمتان را نتوانستم پیدا کنم (نویسنده‌ی متن بالا احتمالاً خانم که نیست؟)
    من خیلی خوشحالم که دقیق و فروتنانه به نوشته‌ی من پاسخ دادید. در ضمن اوّل بگویم که آشنائی من با لینوکس هم به طور مؤثّر از همان ماهنامه شبکه آغاز شد، ماهنامه‌ای که الآن برایش مقاله ترجمه می‌کنم!
    من با لینوکس بیگانه نیستم. اوّل این را ببینید:
    http://crypticuniverse.blogspot.com/2008/01/blog-post_10.html
    امّا هزینه‌‌ای که برای چیزی می‌کنیم باید تناسبی منطقی داشته‌باشد با چیزی که به دست می‌آوریم. در تجربه‌های مکرّر من، چنین تناسبی وجود نداشته. اینترنت DSL دارم، ویندوز را آن قدر بلدم که لنگ نمانم و محتاج کسی نشوم. جستجو کردن در اینترنت را هم فکر کنم بلدم. امّا من سیستم عامل را نصب نمی‌کنم که با آن بازی کنم، در درجه اوّل می‌خواهم کارم را با آن انجام دهم. قبول بکنید یا نه، برنامه نوشتن برای ویندوز ساده‌تر است، نصب برنامه‌ها در ویندوز ساده‌تر است و استفاده از آنها نیز. همین سیستم rpm که شما از آن گفتید، خیلی وقتها نمی‌تواند dependencyهای لازم برای نصب یک پکیج را پیدا کند و در نتیجه به سادگی به شما یک پیام شکست در نصب برنامه می‌دهد. یعنی در واقع صورت مسأله را پاک می‌کند. در ویندوز من هرگز به چنین مشکلی برنخورده‌ام. اشکال اساسی به نظر من در این است که بیشتر برنامه‌های ساخته‌شده برای لینوکس توسّط افراد داوطلب و یا توسّط کسانی ساخته شده که به نحوی برای سرگرم شدن برنامه‌نویسی می‌کنند (هکرها). تعهّدی که برنامه‌نویسان تجاری در عرضه‌ی برنامه‌های سالم و باکیفیت دارند، در مورد برنامه‌های اینچنینی وجود ندارد و در نتیجه سطح کیفیت برنامه‌های لینوکسی پایین‌تر است. این تفاوت کیفیت اوّلین نشانه‌اش را در هنگام نصب نرم‌افزارها نشان می‌دهد. بله، این قاعده نیست. شما هم مثل من برنامه‌های خوب لینوکسی را کم ندیده‌اید. امّا من نمی‌توانم برای نصب یک برنامه‌ی کاربردی کوچک نیم ساعت وقت بگذارم تا (در بهترین و ساده‌ترین حالت) make و make install با موفّقیّت اجرا شوند. از طرف دیگر، اگر قرار باشد نصب و پیکربندی برنامه‌ها را به بسته‌هایی مثل rpmها بسپاریم، کنترل ما بر فرآیند نصب و پیکربندی حتّی از نصب برنامه‌های ویندوزی هم کمتر می‌شود (با در نظر گرفتن تمام امکانات ترمینال لینوکس و دستور rpm). در این صورت هدف ما واقعاً چیست؟ فقط همین که به ویندوز بد بگوییم (خوشبختانه شما اهل فحّاشی نیستید) و بگوییم مثلاً از اوبونتو یا فدورا استفاده می‌کنیم؟ یعنی لینوکس برای لینوکس؟ من معتقدم کامپیوتر و هر سیستم عامل و نرم‌افزاری که روی آن باشد باید در درجه‌ی اوّل در خدمت کاربر باشند، نه کاربر در خدمت کامپیوتر. ویندوز با تمام معایبش به نظر من سیستم عاملی است که برای کاربر طرّاحی شده و در خدمت کاربر است. لینوکس راه درازی تا رسیدن به این مرتبه در پیش دارد، حتّی اگر پایدارتر باشد (که نیست. نصب یک درایور NVidia چنان باعث هنگ کردن سیستم فدورا 7 من شد که نظیرش در تاریخ ویندوز ثبت نشده‌است.).
    امّا درباره‌ی جستجو کردن. بله، من هم قبول دارم که تقریباً به هر مشکلی در لینوکس برخورد کنیم، همیشه افرادی قبلاً با آن مشکل برخورد کرده و آن را نهایتاً حل کرده‌اند. گاهی مجموعه‌ی تبادل نظرها درباره ی یک مشکل به ارائه‌ی چندین راه حلّ متفاوت منجر شده و کاربر حقّ انتخاب پیدا می‌کند. در ضمن فرهنگ ارتباطی‌ای که میان کاربران لینوکس و نرم‌افزارهای لینوکسی ایجاد شده به نظر من بسیار غنی و مفید است. به نظر من کلّاً در هر سیستمی که رابطه‌ی کاربران با هم قوی‌تر و بیشتر از رابطه‌ی عرضه‌کننده‌ی اصلی خدمات با کاربران باشد، سلامت آن سیستم بیشتر است. این مسأله حتّی در موردی مثل مملکت‌داری هم درست است، یعنی بهتر است رابطه‌ی مردم با هم قوی‌تر از رابطه‌ی حکومت با مردم باشد و این مسأله سلامت حکومت را هم تضمین می‌کند. امّا از جنبه‌ی کیفیت سیستم، این به نظر من یک ایراد است. یعنی وقتی سیستم عاملی مثل لینوکس شما را آن قدر با اشکال مواجه کند که دائماًً ناچار باشید از این و آن پرس و جو کنید و ببینید با این مشکل چه جوری کنار آمده‌اند، من بیشتر یاد آن مَثَل «همسایه‌ها یاری کنند …» می‌افتم.
    من کاربر قانونی ویندوز نیستم، نه به خاطر این که نخواسته‌ام باشم. علّتش فقط مسائل سیاسی و تحریم شدن ایران بوده. این هم البته یکی از نکات مثبت لینوکس است: تحریم‌ها و گرد و خاک‌های سیاسی بر آن اثر ندارند. امّا از طرفی من حاضر بوده‌ام بهای مجوّز ویندوز و نرم‌افزارهای تجاری مورد استفاده بر روی ویندوز را بپردازم (با توجّه به بازار و اقتصاد ایران). از طرفی بعضی از نرم‌افزارهای ویندوزی (از جمله Adobe Acobat، نه فقط Adobe Reader) معادل لینوکسی ندارند و یا من نتوانسته‌ام پیدا کنم. بهترین چیزی که برای edit کردن فایل‌های pdf در لینوکس پیدا کردم، چیزی بود به اسم PDFEdit که امکاناتش اصلاً با Acrobat قابل مقایسه نبود. شما چیز بهتری می‌شناسید؟ به من هم خبرش را بدهید. ممنون می‌شوم. (البته لطفاً نگویید صفحه‌های pdf را یکی‌یکی ببرم در Gimp ادیت کنم. من می‌خواهم موقع خواندن صفحه‌ها بتوانم تغییرشان بدهم و یادداشت و کامنت بگذارم.)
    درباره‌ی سخت‌افزار هم به قدر کافی گفته‌ام. لینوکس به معماری بهتری برای پشتیبانی مؤثر از سخت‌افزار نیاز دارد.
    نکته‌ی آخر هم (برای یادآوری) این که من اصراری به استفاده از ویندوز ندارم. دلایل اصلی‌ام برای ترک لینوکس را در بالا و در وبلاگم گفتم. اگر فکر می‌کنید راه‌حل‌های مناسبی سراغ دارید، با کمال رغبت و تشکّر حاضرم برگردم به لینوکس.

  3. Farshad Palideh فرشاد پالیده می گوید:

    جواب هاي من

    1. از داس 5 شروع كرده ام ( يعني خيلي فسيل هستم ! )
    2. ليسانس كامپيوتر سخت افزار دارم (هر چند هيچ ربطي به ميزان دانش من ندارد!!)
    3. براي اينكه حداقل حد نصاب را داشته باشم به خودم 80 از 100 ميدهم
    4. از لينوكس شايد 10 درصد هم نمي دانستم!؟ ولي اين مقاله تشويق ام كرد كه به اطلاعات ام بيافزايم …

  4. محمد می گوید:

    آقا فقط ویندوز این بحث را ول کنید
    رشد کاربران لینوکس 0.26 صدم درصد بوده است این دیگه چی سیستم عاملی است

  5. بهترین معیار برای این که شما از ویندوز به لینوکس بروید یا نه؟ « یک فتحی می گوید:

    [...] خوبم روبو و مصطفی که به ترتیب در مقالاتشان با عناوین چه موقع سراغ لینوکس برویم و چرا سراغ لینوکس نرویم هم بی­نهایت ممنونم. در هر حال [...]

  6. یک فتحی می گوید:

    روبو جان.
    با اجازه از این مطلبتون استفاده کردم. ممنون می شوم اگر کارم اشکالی داشت بهم گوشزد کنید.
    ممنون

يك پاسخ برايش بگذاريد