<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: چه موقع سراغ لینوکس برویم؟</title>
	<atom:link href="http://robo.wordpress.com/2008/01/25/%da%86%d9%87-%d9%85%d9%88%d9%82%d8%b9-%d8%b3%d8%b1%d8%a7%d8%ba-%d9%84%db%8c%d9%86%d9%88%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%b1%d9%88%db%8c%d9%85%d8%9f/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://robo.wordpress.com/2008/01/25/%da%86%d9%87-%d9%85%d9%88%d9%82%d8%b9-%d8%b3%d8%b1%d8%a7%d8%ba-%d9%84%db%8c%d9%86%d9%88%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%b1%d9%88%db%8c%d9%85%d8%9f/</link>
	<description>I share, U share, V learn</description>
	<pubDate>Sun, 27 Jul 2008 06:19:18 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=MU</generator>
		<item>
		<title>با: یک فتحی</title>
		<link>http://robo.wordpress.com/2008/01/25/%da%86%d9%87-%d9%85%d9%88%d9%82%d8%b9-%d8%b3%d8%b1%d8%a7%d8%ba-%d9%84%db%8c%d9%86%d9%88%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%b1%d9%88%db%8c%d9%85%d8%9f/#comment-17565</link>
		<dc:creator>یک فتحی</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 28 Jan 2008 11:29:47 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://robo.wordpress.com/2008/01/25/%da%86%d9%87-%d9%85%d9%88%d9%82%d8%b9-%d8%b3%d8%b1%d8%a7%d8%ba-%d9%84%db%8c%d9%86%d9%88%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%b1%d9%88%db%8c%d9%85%d8%9f/#comment-17565</guid>
		<description>روبو جان.
با اجازه از این مطلبتون استفاده کردم. ممنون می شوم اگر کارم اشکالی داشت بهم گوشزد کنید.
ممنون</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>روبو جان.<br />
با اجازه از این مطلبتون استفاده کردم. ممنون می شوم اگر کارم اشکالی داشت بهم گوشزد کنید.<br />
ممنون</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: بهترین معیار برای این که شما از ویندوز به لینوکس بروید یا نه؟ &#171; یک فتحی</title>
		<link>http://robo.wordpress.com/2008/01/25/%da%86%d9%87-%d9%85%d9%88%d9%82%d8%b9-%d8%b3%d8%b1%d8%a7%d8%ba-%d9%84%db%8c%d9%86%d9%88%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%b1%d9%88%db%8c%d9%85%d8%9f/#comment-17564</link>
		<dc:creator>بهترین معیار برای این که شما از ویندوز به لینوکس بروید یا نه؟ &#171; یک فتحی</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 28 Jan 2008 11:27:08 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://robo.wordpress.com/2008/01/25/%da%86%d9%87-%d9%85%d9%88%d9%82%d8%b9-%d8%b3%d8%b1%d8%a7%d8%ba-%d9%84%db%8c%d9%86%d9%88%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%b1%d9%88%db%8c%d9%85%d8%9f/#comment-17564</guid>
		<description>[...] خوبم روبو و مصطفی که به ترتیب در مقالاتشان با عناوین چه موقع سراغ لینوکس برویم و چرا سراغ لینوکس نرویم هم بی­نهایت ممنونم. در هر حال [...]</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>[...] خوبم روبو و مصطفی که به ترتیب در مقالاتشان با عناوین چه موقع سراغ لینوکس برویم و چرا سراغ لینوکس نرویم هم بی­نهایت ممنونم. در هر حال [...]</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محمد</title>
		<link>http://robo.wordpress.com/2008/01/25/%da%86%d9%87-%d9%85%d9%88%d9%82%d8%b9-%d8%b3%d8%b1%d8%a7%d8%ba-%d9%84%db%8c%d9%86%d9%88%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%b1%d9%88%db%8c%d9%85%d8%9f/#comment-17560</link>
		<dc:creator>محمد</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 26 Jan 2008 11:00:16 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://robo.wordpress.com/2008/01/25/%da%86%d9%87-%d9%85%d9%88%d9%82%d8%b9-%d8%b3%d8%b1%d8%a7%d8%ba-%d9%84%db%8c%d9%86%d9%88%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%b1%d9%88%db%8c%d9%85%d8%9f/#comment-17560</guid>
		<description>آقا فقط ویندوز این بحث را ول کنید
رشد کاربران لینوکس 0.26 صدم درصد بوده است این دیگه چی سیستم عاملی است</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آقا فقط ویندوز این بحث را ول کنید<br />
رشد کاربران لینوکس 0.26 صدم درصد بوده است این دیگه چی سیستم عاملی است</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: Farshad Palideh فرشاد پالیده</title>
		<link>http://robo.wordpress.com/2008/01/25/%da%86%d9%87-%d9%85%d9%88%d9%82%d8%b9-%d8%b3%d8%b1%d8%a7%d8%ba-%d9%84%db%8c%d9%86%d9%88%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%b1%d9%88%db%8c%d9%85%d8%9f/#comment-17559</link>
		<dc:creator>Farshad Palideh فرشاد پالیده</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 26 Jan 2008 08:26:47 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://robo.wordpress.com/2008/01/25/%da%86%d9%87-%d9%85%d9%88%d9%82%d8%b9-%d8%b3%d8%b1%d8%a7%d8%ba-%d9%84%db%8c%d9%86%d9%88%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%b1%d9%88%db%8c%d9%85%d8%9f/#comment-17559</guid>
		<description>جواب هاي من

1. از داس 5 شروع كرده ام ( يعني خيلي فسيل هستم ! )
2. ليسانس كامپيوتر سخت افزار دارم (هر چند هيچ ربطي به ميزان دانش من ندارد!!)
3. براي اينكه حداقل حد نصاب را داشته باشم به خودم 80 از 100 ميدهم
4. از لينوكس شايد 10 درصد هم نمي دانستم!؟ ولي اين مقاله تشويق ام كرد كه به اطلاعات ام بيافزايم ...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>جواب هاي من</p>
<p>1. از داس 5 شروع كرده ام ( يعني خيلي فسيل هستم ! )<br />
2. ليسانس كامپيوتر سخت افزار دارم (هر چند هيچ ربطي به ميزان دانش من ندارد!!)<br />
3. براي اينكه حداقل حد نصاب را داشته باشم به خودم 80 از 100 ميدهم<br />
4. از لينوكس شايد 10 درصد هم نمي دانستم!؟ ولي اين مقاله تشويق ام كرد كه به اطلاعات ام بيافزايم &#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مصطفی</title>
		<link>http://robo.wordpress.com/2008/01/25/%da%86%d9%87-%d9%85%d9%88%d9%82%d8%b9-%d8%b3%d8%b1%d8%a7%d8%ba-%d9%84%db%8c%d9%86%d9%88%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%b1%d9%88%db%8c%d9%85%d8%9f/#comment-17558</link>
		<dc:creator>مصطفی</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 26 Jan 2008 00:20:47 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://robo.wordpress.com/2008/01/25/%da%86%d9%87-%d9%85%d9%88%d9%82%d8%b9-%d8%b3%d8%b1%d8%a7%d8%ba-%d9%84%db%8c%d9%86%d9%88%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%b1%d9%88%db%8c%d9%85%d8%9f/#comment-17558</guid>
		<description>سلام آقای محترمی که اسمتان را نتوانستم پیدا کنم (نویسنده‌ی متن بالا احتمالاً خانم که نیست؟)
من خیلی خوشحالم که دقیق و فروتنانه به نوشته‌ی من پاسخ دادید. در ضمن اوّل بگویم که آشنائی من با لینوکس هم به طور مؤثّر از همان ماهنامه شبکه آغاز شد، ماهنامه‌ای که الآن برایش مقاله ترجمه می‌کنم!
من با لینوکس بیگانه نیستم. اوّل این را ببینید:
http://crypticuniverse.blogspot.com/2008/01/blog-post_10.html
امّا هزینه‌‌ای که برای چیزی می‌کنیم باید تناسبی منطقی داشته‌باشد با چیزی که به دست می‌آوریم. در تجربه‌های مکرّر من، چنین تناسبی وجود نداشته. اینترنت DSL دارم، ویندوز را آن قدر بلدم که لنگ نمانم و محتاج کسی نشوم. جستجو کردن در اینترنت را هم فکر کنم بلدم. امّا من سیستم عامل را نصب نمی‌کنم که با آن بازی کنم، در درجه اوّل می‌خواهم کارم را با آن انجام دهم. قبول بکنید یا نه، برنامه نوشتن برای ویندوز ساده‌تر است، نصب برنامه‌ها در ویندوز ساده‌تر است و استفاده از آنها نیز. همین سیستم rpm که شما از آن گفتید، خیلی وقتها نمی‌تواند dependencyهای لازم برای نصب یک پکیج را پیدا کند و در نتیجه به سادگی به شما یک پیام شکست در نصب برنامه می‌دهد. یعنی در واقع صورت مسأله را پاک می‌کند. در ویندوز من هرگز به چنین مشکلی برنخورده‌ام. اشکال اساسی به نظر من در این است که بیشتر برنامه‌های ساخته‌شده برای لینوکس توسّط افراد داوطلب و یا توسّط کسانی ساخته شده که به نحوی برای سرگرم شدن برنامه‌نویسی می‌کنند (هکرها). تعهّدی که برنامه‌نویسان تجاری در عرضه‌ی برنامه‌های سالم و باکیفیت دارند، در مورد برنامه‌های اینچنینی وجود ندارد و در نتیجه سطح کیفیت برنامه‌های لینوکسی پایین‌تر است. این تفاوت کیفیت اوّلین نشانه‌اش را در هنگام نصب نرم‌افزارها نشان می‌دهد. بله، این قاعده نیست. شما هم مثل من برنامه‌های خوب لینوکسی را کم ندیده‌اید. امّا من نمی‌توانم برای نصب یک برنامه‌ی کاربردی کوچک نیم ساعت وقت بگذارم تا (در بهترین و ساده‌ترین حالت) make و make install با موفّقیّت اجرا شوند. از طرف دیگر، اگر قرار باشد نصب و پیکربندی برنامه‌ها را به بسته‌هایی مثل rpmها بسپاریم، کنترل ما بر فرآیند نصب و پیکربندی حتّی از نصب برنامه‌های ویندوزی هم کمتر می‌شود (با در نظر گرفتن تمام امکانات ترمینال لینوکس و دستور rpm). در این صورت هدف ما واقعاً چیست؟ فقط همین که به ویندوز بد بگوییم (خوشبختانه شما اهل فحّاشی نیستید) و بگوییم مثلاً از اوبونتو یا فدورا استفاده می‌کنیم؟ یعنی لینوکس برای لینوکس؟ من معتقدم کامپیوتر و هر سیستم عامل و نرم‌افزاری که روی آن باشد باید در درجه‌ی اوّل در خدمت کاربر باشند، نه کاربر در خدمت کامپیوتر. ویندوز با تمام معایبش به نظر من سیستم عاملی است که برای کاربر طرّاحی شده و در خدمت کاربر است. لینوکس راه درازی تا رسیدن به این مرتبه در پیش دارد، حتّی اگر پایدارتر باشد (که نیست. نصب یک درایور NVidia چنان باعث هنگ کردن سیستم فدورا 7 من شد که نظیرش در تاریخ ویندوز ثبت نشده‌است.).
امّا درباره‌ی جستجو کردن. بله، من هم قبول دارم که تقریباً به هر مشکلی در لینوکس برخورد کنیم، همیشه افرادی قبلاً با آن مشکل برخورد کرده و آن را نهایتاً حل کرده‌اند. گاهی مجموعه‌ی تبادل نظرها درباره ی یک مشکل به ارائه‌ی چندین راه حلّ متفاوت منجر شده و کاربر حقّ انتخاب پیدا می‌کند. در ضمن فرهنگ ارتباطی‌ای که میان کاربران لینوکس و نرم‌افزارهای لینوکسی ایجاد شده به نظر من بسیار غنی و مفید است. به نظر من کلّاً در هر سیستمی که رابطه‌ی کاربران با هم قوی‌تر و بیشتر از رابطه‌ی عرضه‌کننده‌ی اصلی خدمات با کاربران باشد، سلامت آن سیستم بیشتر است. این مسأله حتّی در موردی مثل مملکت‌داری هم درست است، یعنی بهتر است رابطه‌ی مردم با هم قوی‌تر از رابطه‌ی حکومت با مردم باشد و این مسأله سلامت حکومت را هم تضمین می‌کند. امّا از جنبه‌ی کیفیت سیستم، این به نظر من یک ایراد است. یعنی وقتی سیستم عاملی مثل لینوکس شما را آن قدر با اشکال مواجه کند که دائماًً ناچار باشید از این و آن پرس و جو کنید و ببینید با این مشکل چه جوری کنار آمده‌اند، من بیشتر یاد آن مَثَل «همسایه‌ها یاری کنند ...» می‌افتم.
من کاربر قانونی ویندوز نیستم، نه به خاطر این که نخواسته‌ام باشم. علّتش فقط مسائل سیاسی و تحریم شدن ایران بوده. این هم البته یکی از نکات مثبت لینوکس است: تحریم‌ها و گرد و خاک‌های سیاسی بر آن اثر ندارند. امّا از طرفی من حاضر بوده‌ام بهای مجوّز ویندوز و نرم‌افزارهای تجاری مورد استفاده بر روی ویندوز را بپردازم (با توجّه به بازار و اقتصاد ایران). از طرفی بعضی از نرم‌افزارهای ویندوزی (از جمله Adobe Acobat، نه فقط Adobe Reader) معادل لینوکسی ندارند و یا من نتوانسته‌ام پیدا کنم. بهترین چیزی که برای edit کردن فایل‌های pdf در لینوکس پیدا کردم، چیزی بود به اسم PDFEdit که امکاناتش اصلاً با Acrobat قابل مقایسه نبود. شما چیز بهتری می‌شناسید؟ به من هم خبرش را بدهید. ممنون می‌شوم. (البته لطفاً نگویید صفحه‌های pdf را یکی‌یکی ببرم در Gimp ادیت کنم. من می‌خواهم موقع خواندن صفحه‌ها بتوانم تغییرشان بدهم و یادداشت و کامنت بگذارم.)
درباره‌ی سخت‌افزار هم به قدر کافی گفته‌ام. لینوکس به معماری بهتری برای پشتیبانی مؤثر از سخت‌افزار نیاز دارد.
نکته‌ی آخر هم (برای یادآوری) این که من اصراری به استفاده از ویندوز ندارم. دلایل اصلی‌ام برای ترک لینوکس را در بالا و در وبلاگم گفتم. اگر فکر می‌کنید راه‌حل‌های مناسبی سراغ دارید، با کمال رغبت و تشکّر حاضرم برگردم به لینوکس.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام آقای محترمی که اسمتان را نتوانستم پیدا کنم (نویسنده‌ی متن بالا احتمالاً خانم که نیست؟)<br />
من خیلی خوشحالم که دقیق و فروتنانه به نوشته‌ی من پاسخ دادید. در ضمن اوّل بگویم که آشنائی من با لینوکس هم به طور مؤثّر از همان ماهنامه شبکه آغاز شد، ماهنامه‌ای که الآن برایش مقاله ترجمه می‌کنم!<br />
من با لینوکس بیگانه نیستم. اوّل این را ببینید:<br />
<a href="http://crypticuniverse.blogspot.com/2008/01/blog-post_10.html" rel="nofollow">http://crypticuniverse.blogspot.com/2008/01/blog-post_10.html</a><br />
امّا هزینه‌‌ای که برای چیزی می‌کنیم باید تناسبی منطقی داشته‌باشد با چیزی که به دست می‌آوریم. در تجربه‌های مکرّر من، چنین تناسبی وجود نداشته. اینترنت DSL دارم، ویندوز را آن قدر بلدم که لنگ نمانم و محتاج کسی نشوم. جستجو کردن در اینترنت را هم فکر کنم بلدم. امّا من سیستم عامل را نصب نمی‌کنم که با آن بازی کنم، در درجه اوّل می‌خواهم کارم را با آن انجام دهم. قبول بکنید یا نه، برنامه نوشتن برای ویندوز ساده‌تر است، نصب برنامه‌ها در ویندوز ساده‌تر است و استفاده از آنها نیز. همین سیستم rpm که شما از آن گفتید، خیلی وقتها نمی‌تواند dependencyهای لازم برای نصب یک پکیج را پیدا کند و در نتیجه به سادگی به شما یک پیام شکست در نصب برنامه می‌دهد. یعنی در واقع صورت مسأله را پاک می‌کند. در ویندوز من هرگز به چنین مشکلی برنخورده‌ام. اشکال اساسی به نظر من در این است که بیشتر برنامه‌های ساخته‌شده برای لینوکس توسّط افراد داوطلب و یا توسّط کسانی ساخته شده که به نحوی برای سرگرم شدن برنامه‌نویسی می‌کنند (هکرها). تعهّدی که برنامه‌نویسان تجاری در عرضه‌ی برنامه‌های سالم و باکیفیت دارند، در مورد برنامه‌های اینچنینی وجود ندارد و در نتیجه سطح کیفیت برنامه‌های لینوکسی پایین‌تر است. این تفاوت کیفیت اوّلین نشانه‌اش را در هنگام نصب نرم‌افزارها نشان می‌دهد. بله، این قاعده نیست. شما هم مثل من برنامه‌های خوب لینوکسی را کم ندیده‌اید. امّا من نمی‌توانم برای نصب یک برنامه‌ی کاربردی کوچک نیم ساعت وقت بگذارم تا (در بهترین و ساده‌ترین حالت) make و make install با موفّقیّت اجرا شوند. از طرف دیگر، اگر قرار باشد نصب و پیکربندی برنامه‌ها را به بسته‌هایی مثل rpmها بسپاریم، کنترل ما بر فرآیند نصب و پیکربندی حتّی از نصب برنامه‌های ویندوزی هم کمتر می‌شود (با در نظر گرفتن تمام امکانات ترمینال لینوکس و دستور rpm). در این صورت هدف ما واقعاً چیست؟ فقط همین که به ویندوز بد بگوییم (خوشبختانه شما اهل فحّاشی نیستید) و بگوییم مثلاً از اوبونتو یا فدورا استفاده می‌کنیم؟ یعنی لینوکس برای لینوکس؟ من معتقدم کامپیوتر و هر سیستم عامل و نرم‌افزاری که روی آن باشد باید در درجه‌ی اوّل در خدمت کاربر باشند، نه کاربر در خدمت کامپیوتر. ویندوز با تمام معایبش به نظر من سیستم عاملی است که برای کاربر طرّاحی شده و در خدمت کاربر است. لینوکس راه درازی تا رسیدن به این مرتبه در پیش دارد، حتّی اگر پایدارتر باشد (که نیست. نصب یک درایور NVidia چنان باعث هنگ کردن سیستم فدورا 7 من شد که نظیرش در تاریخ ویندوز ثبت نشده‌است.).<br />
امّا درباره‌ی جستجو کردن. بله، من هم قبول دارم که تقریباً به هر مشکلی در لینوکس برخورد کنیم، همیشه افرادی قبلاً با آن مشکل برخورد کرده و آن را نهایتاً حل کرده‌اند. گاهی مجموعه‌ی تبادل نظرها درباره ی یک مشکل به ارائه‌ی چندین راه حلّ متفاوت منجر شده و کاربر حقّ انتخاب پیدا می‌کند. در ضمن فرهنگ ارتباطی‌ای که میان کاربران لینوکس و نرم‌افزارهای لینوکسی ایجاد شده به نظر من بسیار غنی و مفید است. به نظر من کلّاً در هر سیستمی که رابطه‌ی کاربران با هم قوی‌تر و بیشتر از رابطه‌ی عرضه‌کننده‌ی اصلی خدمات با کاربران باشد، سلامت آن سیستم بیشتر است. این مسأله حتّی در موردی مثل مملکت‌داری هم درست است، یعنی بهتر است رابطه‌ی مردم با هم قوی‌تر از رابطه‌ی حکومت با مردم باشد و این مسأله سلامت حکومت را هم تضمین می‌کند. امّا از جنبه‌ی کیفیت سیستم، این به نظر من یک ایراد است. یعنی وقتی سیستم عاملی مثل لینوکس شما را آن قدر با اشکال مواجه کند که دائماًً ناچار باشید از این و آن پرس و جو کنید و ببینید با این مشکل چه جوری کنار آمده‌اند، من بیشتر یاد آن مَثَل «همسایه‌ها یاری کنند &#8230;» می‌افتم.<br />
من کاربر قانونی ویندوز نیستم، نه به خاطر این که نخواسته‌ام باشم. علّتش فقط مسائل سیاسی و تحریم شدن ایران بوده. این هم البته یکی از نکات مثبت لینوکس است: تحریم‌ها و گرد و خاک‌های سیاسی بر آن اثر ندارند. امّا از طرفی من حاضر بوده‌ام بهای مجوّز ویندوز و نرم‌افزارهای تجاری مورد استفاده بر روی ویندوز را بپردازم (با توجّه به بازار و اقتصاد ایران). از طرفی بعضی از نرم‌افزارهای ویندوزی (از جمله Adobe Acobat، نه فقط Adobe Reader) معادل لینوکسی ندارند و یا من نتوانسته‌ام پیدا کنم. بهترین چیزی که برای edit کردن فایل‌های pdf در لینوکس پیدا کردم، چیزی بود به اسم PDFEdit که امکاناتش اصلاً با Acrobat قابل مقایسه نبود. شما چیز بهتری می‌شناسید؟ به من هم خبرش را بدهید. ممنون می‌شوم. (البته لطفاً نگویید صفحه‌های pdf را یکی‌یکی ببرم در Gimp ادیت کنم. من می‌خواهم موقع خواندن صفحه‌ها بتوانم تغییرشان بدهم و یادداشت و کامنت بگذارم.)<br />
درباره‌ی سخت‌افزار هم به قدر کافی گفته‌ام. لینوکس به معماری بهتری برای پشتیبانی مؤثر از سخت‌افزار نیاز دارد.<br />
نکته‌ی آخر هم (برای یادآوری) این که من اصراری به استفاده از ویندوز ندارم. دلایل اصلی‌ام برای ترک لینوکس را در بالا و در وبلاگم گفتم. اگر فکر می‌کنید راه‌حل‌های مناسبی سراغ دارید، با کمال رغبت و تشکّر حاضرم برگردم به لینوکس.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: omid</title>
		<link>http://robo.wordpress.com/2008/01/25/%da%86%d9%87-%d9%85%d9%88%d9%82%d8%b9-%d8%b3%d8%b1%d8%a7%d8%ba-%d9%84%db%8c%d9%86%d9%88%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%b1%d9%88%db%8c%d9%85%d8%9f/#comment-17556</link>
		<dc:creator>omid</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 25 Jan 2008 21:11:14 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://robo.wordpress.com/2008/01/25/%da%86%d9%87-%d9%85%d9%88%d9%82%d8%b9-%d8%b3%d8%b1%d8%a7%d8%ba-%d9%84%db%8c%d9%86%d9%88%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%b1%d9%88%db%8c%d9%85%d8%9f/#comment-17556</guid>
		<description>سلام دوست عزیز، خوشحال شدم که یک آدم منتقی و بدون تعصب رو در این زمینه دیدم.
مطالب میتونستن دقیق تر باشن ولی در هر حال خوبن...
موفق باشید.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام دوست عزیز، خوشحال شدم که یک آدم منتقی و بدون تعصب رو در این زمینه دیدم.<br />
مطالب میتونستن دقیق تر باشن ولی در هر حال خوبن&#8230;<br />
موفق باشید.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
